تبليغاتX
امانت یک دوست


امانت یک دوست

خدایا با ما راه بیا جز تو با کسی دیگر انس نگیریم

بسم الله الرحمن الرحیم

 




زيباترين آنچه قلم مينگارد
بزرگترين چيزي كه زيبا مي شودبه وسيله اوشناختن
روشن ترين چيزي كه ميشناسند گروه ها وامتهاي بشريت
.
.
.
شيرين ترين كلامي كه نطق ميكند به آن زبان
وپاك ترين چيزي كه ذكراودرزمان ومكان جاريست


الله
.
.
.
منزهي تو!
خالق هرچيزي ازنيستي

منزهي تو!
بزرگترين وداناترين پروردگارشرق وغرب وعرب وعجم
تنها تولايق سجود وركوع من هستي
وخشوع وگريه من تنها توراسزد
براي توست ونيست براي غيرتو
ما تنها تورامي خواهيم
وبه سوي توست پيشاني مابرزميني كه برآن آيات حضوروقدرتت رانوشتي!

منزهي تو!
خلق كردي خشك وسبزرا

منزهي تو!
خلق كردي گرما وسرما را




منزهي تو!
خلق كردي ضعيف وتنومند را




منزهي تو!
خلق كردي درياها وگستردگي زمين را









منزهي تو!
خلق كردي طفل وپيررا




منزهي تو!
خلق كردي ظلمت ونور را






منزهي تو!
خلق كردي همسان ومختلف را همراهش


منزهي تو!
رحم ومهر دردل هرموجود زنده اي نهادي



منزهي تو!
وچشم درزيبايي آنچه خلق كردي تورا به ياد مي آورد وتسبيح ميگويد



منزهي تو!
قراردادي نخل راسركشيده ومراتب وطبقات مارا به وسيله علم وشناخت مانندآن بالا بردي


منزهي تو!
بي حساب روزي ميدهي ومهرباني وبه فرمان توست عقاب!

منزهي تو!
گستراندي سايه ي رحمتت را تا آرام گيريم وفرستادي رسول برحقت صلي الله عليه وسلم را تا گمراه نگرديم


__________________
أللهم أصلح لى دينيّ الذى هو عصمـة أمريّ
وأصلح لى دنيا ييّ التى فيها معـــــــــا شيّ
وأصلح لى آخرتيّ التى اليهــا معـــــــــــــاديّ

http://ww.mosalman.net/image.php?type=sigpic&userid=3417&dateline=1254857  161
نوشته شده در سه شنبه 24 آذر1388ساعت 18:12 توسط اشنای غریب| |

بسم الله الرحمن الرحيم

در اینجا میخواهم واقعه ی غدیر خم را بیان نمایم و در آن عقیده ی اهل تشیع را به کمک علم جرم شناسی بررسی نمایم. و بیان کنم که این خیالبافی بیش نیست. ولی متاسفانه چون شنوندگان این داستانها انسانهایی نادان و جاهل هستند زود جذب این داستانها میشوند.


 

ماجرا چیست به روايت شیعه:


 

اهل تشيع مي‌گويند: حضرت محمد ص در آخرين سال عمر با برکت خويش به سفر حج رفتند و در بازگشت، کاروان عظيم همراه خود را در محلي بنام غدير خم متوقف کردند و سپس در جمع آنها اعلان فرمودند که الله جل جلاله علي را بعد از من رهبر شما تعيين فرموده‌اند و علي جانشين من است.
اهل تشيع مي‌گويند: پس از اين اعلان مردم به علي تبريک گفتند.
به روايت اهل تشيع 70 روز بعد از اين حادثه، حضرت محمد ص دار فاني را وداع گفته و به جهان باقي شتافتند. و اصحاب او بلا فاصله حکم را تغيير دادند و علي را کنار زدند و ابوبکر را بر کرسي خلافت نشاندند، و به اين نيز بسنده نکردند و به خانه علي هجوم برده و در خانه را سوزانده و وارد خانه شدند و به گردن علي ريسمان انداختند و او را کشان کشان به مسجد بردند و در اين گيرو‌دار پهلوي فاطمه شکست و عمر يا غلام عمر فاطمه را که پشت در گير کرده بود با فشار دادن در له کرد تا آنجا که حضرت فاطمه سقط حمل نمود و جنين شيشماهه‌اش مرده به دنيا آمد!
به روايت اهل تشيع عمر و يارانش همچنان علي را کشان کشان به داخل مسجد بردند

:ادامه مطلب:
نوشته شده در دوشنبه 9 آذر1388ساعت 18:38 توسط اشنای غریب| |

بسم الله الرحمن الرحيم

سؤالات ویژه پیرامون مسائل تلفن همراه

سؤالات ویژه پیرامون مسائل تلفن همراه

دارالإفتاء دارالعلوم زاهدان


با زیاد شدن مشترکان تلفن همراه و امکان استفاده از آن برای اکثر مردم، مشکلات جدیدی پدید آمده است و بعضاً در جامعه مفاسدی رواج یافته که تلفن همراه در ایجاد آنها نقش مؤثری ایفا می‌کند. با توجه به اینکه سؤالات مختلفی در این زمینه مطرح است، لذا مسائلی به صورت سؤال و جواب در این رابطه طرح می‌گردد. ناگفته نماند در این زمینه بیشتر از فتاوی مفتی سلمان منصورپوری استاد مظاهرالعلوم سهارنپور هند و از معارف‌القرآن علامه مفتی محمدشفیع عثمانی استفاده شده است.


:ادامه مطلب:
نوشته شده در دوشنبه 25 آبان1388ساعت 0:34 توسط اشنای غریب| |

بنام خداوند جان

سلام به همگی شما دوستان ابتدا پیام رانیای عزیز رو برا شما می گذارم و بعد بنا به درخواست ایشان اولین اپ این وبلاگ رو به نمایش می زاریم امیدوارم مورد توجه تمامی دوستان قرار بگیردو انشاالله در نظر داریم این وبلاگ را پلی میان خودمان قرار دهیم دوستان گلم به لطف خدا از این به بعدبه هر گونه سوال مذهبی مربوط به دین اسلام ومذهب اهل سنت وجماعت به مقدار توانمان پاسخ میدهیم از شما دوستان خواهشمند است هر گونه سوال در این زمینه دارید در بخش نظرات وبلاگ گذاشته تا ما با توجه به مهم بودن سوال ان را در پست مطالب جدید قرار داده تا بتوانیم ضمن بهره گیری خودمان دیگران را نیز کمک نماییم با تشکر

مدیریت وبلاگ/ اشنای غریب

سلام از تمام دوستانی که به من در این مدت لطف کردن و باعث شادی من شدن کمال تشکر را دارم بخصوص مضاحک مهربان که ما را شرمنده خودشون کردن دوستان کسی که جای من می نویسه فاطی نیست بلکه یکی از دوستان خوب عزیزم هست که با حذف وبلاگ من موافق نبود و خودش عهدار این کار شد . غریب اشنا رویدری نیست یکی از بهترین دوستان منه که در جمع ما رویدری ها غریبه است. اما رانیا خیلی دوسش داره و واسش احترام قائله امیدوارم شما دوستان رویدریم هم دوست رانیا را قبول داشته باشین و از وبلاگش که مطالب مفیدی در اینده شاهد ان خواهید بود دیدن کنید . دوست مهربان من وبلاگ مفید و اموزنده ای را به امید خدا به راه میندازه تا ما جوانان را بیشتر اگاه کنه. پس رانیا از شما دوستان انتظار داره مث قبل که با نظراتتون منو خوشحال می کردید هنوزم به وبلاگ دوست عزیزم سر بزنید و نظر بدین تا رانیا خوشحال بشه. واسه تک تک شما دوستان از ته دلم دعا می کنم تا به ارزوی دیرینه خودتون برسین متشکرم: رانیا

 

و اما اپ امروز

درد دل با خدا

بياييد يادمان باشد كه ما انسانيم و به ياد زنده ايم.

و گاهي نياز داريم تا براي خودمان دعا كنيم.

روزها و هر لحظه با خود تكرار مي كنم بارالها به من تواني بخش تا همه را دوست

بدارم و به همه عشق بورزم آن سان كه تمامي وجودم از عشق سيراب گردد و

ببخشم بيشتر از آنچه بستانم و با همه باشم و در كنار همه بي آنكه متوقع باشم از

آنها .

و بدين سان است كه مي توان تجلي عشق خداوند را در وجود خودم و ديگران به

وضوح ببينم و مسرور گردم و از اين فرصتي زندگاني كه به من بخشيده شده تا بجويم

و بشناسم استفاده كنم.

خداوندا مرا ياري كن كه به كسي جز تو دل نبندم كه همه فاني اند و تو تنها كسي

كه مي توانم به آن تكيه كنم و پناه برم كه وجود تو خانه امني است برايم.

خداوندا ياريم كن تا از هيچ كس غمي به دل نگيريم و با همه با تمام وجود محبت كنيم

تا محبت و مهرباني و عشق به سويمان بازگردد.

خداوندا آغوش مهربانت را هميشه به رويم بازگذار تا هر گاه دلم گرفت جايي و پناهي

براي غصه هايم در خلوت تو داشته باشم و مرا بپذير كه من از تو ام .

 

 

نوشته شده در پنجشنبه 23 مهر1388ساعت 22:3 توسط اشنای غریب| |

بنام خدا

دوستان دوست خوبم سلام امید دارم حال همگی خوب باشه راستش از این به بعد یه جورهایی باید منو تحمل کنید میدونم نمیتونم جای رانیا رو برا شما بگیرم اما دلم نخواست با رفتنش از دنیای وب یادگاری پیش ما نداشته باشد به همین منظور اینجانب جسارت کرده و با کمک شما دوستان امید دارم بتوانیم راه رانیا ی عزیز رو ادامه دهیم و به نتیجه ای دلخواه ایشان که همان راه رسیدن به خدا میباشد برسیم با ارزوی موفقییت برای شما بزرگواران و در اخر به رسم سپاس از زحمات دوست عزیزمان رانیا از همه شما دوستان خواهش دارم ایشان را با بهترین پیامها شاد و از کار ایشان تشکر نماییم

نوشته شده در یکشنبه 19 مهر1388ساعت 9:26 توسط اشنای غریب| |

دوستان سلام اومدم واسه خدا حافظی اونم واسه همیشه

دیگر قصد نوشتن ندارم وبلاگ من یه دو روز دیگه واسه همیشه

حذف می شه و دیگه منو تو دنیای وبلاگ نویسی نمی بینید

از تک تک دوستام که در این مدت بهم سر زدن و بهم نظر دادن

کمال تشکر را دارم . و اگه  بدی چیزی ازم دیدین منو ببخشید


نوشته شده در سه شنبه 7 مهر1388ساعت 20:19 توسط اشنای غریب| |

پروردگارم سلام دنیات خیلی رنگارنگه یه روز شادم و فکر می کنم

خوشبخت ترین ادم دنیا خودمم و یه روز 

ناراحت و  غم گین و تمام مشکلات  زندگیم به سویم میاد .

خدا  راضیم از زندگی قصد گله کردن ندارم اما خدا 

وقتی تحقیر  می شی و به ناحق متهمت می کنن و

نمی تونی از خودت دفاع کنی و بهت تهمت  می زنن از  

این دنیا وزندگیش سیر میشم  چند وقتی که می خوام

زبان گلایه و شکوه باز نکنم و جلوه کنم که

خوشبخت ترین و  خوشحال ترین ادم دنیام اما انسانمو

در برابر مشکلات کم طاقت امیدوارم منی که الان اشک امانمو بریده را

ببخشی . خدا از این حرفا بگذریم که غمو شادی در کنار

هم نمک زندگین اما خدا سختر از اینا اینه که دوستت

کسی که خیلی واسش احترام قائلی در شرایط سخت

زندگی باشه و تو نتونی کاری واسش کنی .من الان

دوستم داره با مشکلات زندگیش دست و پنجه نرم می کنه

اما نمی تونم کمکش کنم و این داره منو آزار می

ده . خدا راهی جز دعا کردن واسش ندارم . امیدوارم

دعاهایم مستجاب بشه تا دوستم   ارامش و شادی به

زندگیش برگرده و شادو سر زنده بشه


نوشته شده در چهارشنبه 1 مهر1388ساعت 13:6 توسط اشنای غریب| |

پروردگارم سلام   همین دیروز بود که واسه اومدن رمضانت جشن گرفته  بودم و به پیش

بازش   رفته بودم و امروز واسه عید تبریک گفتن اومدم دیشب و پریشب  که امام  مسجد 

اخرین سوره های قران را در نماز تراویح و قیام می خواند و خبر  خدا حافظی از رمضان و

نمازاش می داد  های های گریه های نماز گذران بود که سکوت مطلق شب را می شکست همه

به خاطر وداع با رمضان گریه می کردند . بغض بد جور گلومو فشار می داد  نمی دونستم به

حال خودم گریه کنم که ایا مناجاتم مورد قبول بود یا واسه تمامی این ماه عزیز که بهترین

روزای عمرمو در این ماه سپری کردم تمام طول راه مسجد تا خونه را گریه کردم  و اون

مسجد و هم دلی نماز گذارا را تا  سال اینده   اگه زنده بودم  وداع گفتم .




عیدتان مبارک

نوشته شده در یکشنبه 29 شهریور1388ساعت 10:30 توسط اشنای غریب| |

دوستان  سلام شب های ماه مبارک  یکی پس از دیگری داره می گذره

این شبهای فرصتی است واسه نزدیک شدن به خدا و لحظه و ثانیه هاش

ما را به خدا نزدیک تر  می کنه دست به دعا بر داشتن در این ماه بر تر 

و بهتراست از تمام ماه ها  همه ما سر سفره افطار و یا سر

سجادمون دست هایمون را واسه دعا کردن بلند می کنیم و دعا می کنیم .

اما اینجا هم فرصتی هست واسه دعا کردن  شما دوستای عزیز می تونید


واسه کسایی که دوستشون داری اینجا دعا کنید


 تا همه ما با همدیگه امین بگیم


پروردگارم سلام تا حالا هیچ وقت از دعا کردن خسته نشدم و این ارامش و

زندگی خوب را مدیون دعا کردن هستم اما امشب امدم واسه عزیزترین

دوستم دعا کنم که پدر پیر و بیماری داره و هر روزه شاهد گریه و زاری

پدر خودشه خدایا  تمام بیمارا را شفا بده تا بتونن سلامتی خودشون را بدست بیارن

خدایا از تو واسه عزیز ترین دوستم خوشبختی دنیا و اخرت را طلب می کنم

و ارزو می کنم پدرش سلامتی خودشو بدست بیاره تا کانون خانواده شون شاد بشه  

                                                                                                          الهی آمین


حالا نوبت تو دوست گرامی هست تا یه دعای قشنگ کنی
نوشته شده در دوشنبه 23 شهریور1388ساعت 1:0 توسط اشنای غریب| |

پروردگارم سلام الان که دارم واست می نوسم ماه مبارک رمضون به نیمه رسیده


یهو یاد ماه رمضون پارسال افتادم که همیشه همین موقع ها باهات دردل می کردم


و ازت کمک می خواستم یادمه سر یه موضوع همیشه بهت می گفتم هر چی



صلاح و مصلحته همون بشه و  جواب تمام نامه هامو دادی و الان این شده


پارسال سر یه موضوع دیگه ازت کمک می خواستم و امسال چیز دیگه و تنها


خودت می دونی سال دیگه اگه زنده باشیم الان همین موقع در مورد چی


ازت کمک می خواهم. خدا جونم امسالم طلب کمک می خوام نا خواسته دارم


به طرف چیزی کشیده میشم که خودم دوست ندارم تو اینم موندم که حکمتی


درش هست که روز به روز قلبم به طرفش میره یا فقط یه اشتباه تنها تو می تونی


منو راهنمایی کنی تا بار دیگر مرتکب اشتباهی که قبلا تجربه اشو داشتم نشم


کمکم کن خدا



نوشته شده در سه شنبه 17 شهریور1388ساعت 18:47 توسط اشنای غریب| |


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ